نگین 84
باران نباش که فکر کنن خودتو با منت به شیشه می کوبونی، ابر باش تا منتظر باریدنت باشن!!
شنبه 13 تیر 1388

سفر ایستگاه

شنبه 13 تیر 1388

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

قطار می رود

تو می روی

تمام ایستگاه می رود

و من چقدر ساده ام

که سال های سال

در انتظار تو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

و همچنان

به نرده های ایستگاه رفته

تکیه داده ام




شنبه 13 تیر 1388

شعر ناگفته!

شنبه 13 تیر 1388

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

نه!

کاری به کار عشق ندارم!

من هیچ چیز و هیچ کسی را

دیگر

در این زمانه دوست ندارم

انگار

این روزگار چشم ندارد من و تو را

یک روز

خوشحال و بی ملال ببیند

زیرا

هر چیز و هر کسی را

که دوستر بداری

حتی اگر یک نخ سیگار

یا زهرمار باشد

از تو دریغ می کند...

پس

من با همه وجودم

خود را زدم به مردن

تا روزگار، دیگر

کاری به کار من نداشته باشد

این شعر تازه را هم

ناگفته می گذارم...

تا روزگار بو نبرد...

گفتم که

کاری به کار عشق ندارم!




شنبه 13 تیر 1388

کودکی ها

شنبه 13 تیر 1388

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

باد بازیگوش

بادبادک را

بادبادک دست کودک را

هر طرف می برد

کودکی هایم به دست باد

آویزان!




شنبه 13 تیر 1388

تو می توانی؟

شنبه 13 تیر 1388

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

من

 سالهای سال مردم

تا اینکه یک دم زندگی کردم

تو می توانی

یک ذره

یک مثقال

مثل من بمیری؟




شنبه 13 تیر 1388

حسرت پرواز

شنبه 13 تیر 1388

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

دیری است از خود، از خدا، از خلق دورم

با این همه در عین بی تابی صبورم

 

پیچیده در شاخ درختان، چون گوزنی

سرشاخه های پیچ در پیچ غرورم

 

هر سوی سرگردان و حیران در هوایت

نیلوفرانه پیچکی بی تاب نورم

 

از روی یکرنگی شب و روزم یکی شد

همرنگ بختم تیره رخت سوگ و سورم

 

در حسرت پرواز با مرغابیانم

چون سنگ پشتی پیر در لاکم صبورم

 

آخر دلم با سربلندی می گذارد

سنگ تمام عشق را بر خاک گورم




سه شنبه 9 تیر 1388

شاید

سه شنبه 9 تیر 1388

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

من رشته محبت تو پاره می کنم

شاید گره خورد به تو نزدیک تر شوم




دوشنبه 8 تیر 1388

ادامه درس غاز و عقاب 2

دوشنبه 8 تیر 1388

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

غاز اشتباه نمی کنه .

عقاب می دونه اگر هیچ وقت اشتباهی نکرده ، دلیلش اینه که اصلا دست به عملی نزده .

* غاز جای دیگران زندگی می کنه .

عقاب می دونه که باید به دیگران کمک کنه ولی جای کسی نباید زندگی کنه چون تجربه خود بودن رو از اون فرد گرفته .

* غاز همیشه همه کار می تونه انجام بده .

عقاب می دونه چه کارهایی رو می تونه انجام بده و چه جایی باید اعلام کنه که از عهده اون بر نمی یاد

* غاز همیشه مجبوره .

عقاب همیشه مختاره و اگر به جبر روزگار مجبور شد کاری رو انجام بده ، می پذیره و می گه : ترجیح می دم این کار رو انجام بدم .

* زمان غاز تفریح مشخص نیست .

عقاب برای تفریحش برنامه ریزی می کنه و می دونه که فاصله خالی این نت تا نت بعدی در موسیقی ، دلیل دل نشین بودن اون هست .

* غاز همیشه ناراضیه و شاکی و همیشه در حال شناخت عامل این بدبختی هست .

عقاب همیشه راضیه و می دونه هر سختی هم پایانی داره . عقاب باور داره ان مع العسر یسرا .

* غاز عبادت عادتش شده .

عقاب تکرار و عادت و روزمرگی رو مرگ دل و پرستش می دونه .

* غاز نسبت به عقاب یا احساس برتری می کنه و یا احساس ضعف .

عقاب باور داره برتری وجود نداره . اصل فقط تفاوت است که باعث برتری کسی بر کس دیگه نمی شه .

* غاز زیاد از مغزش کار می کشه البته بدون بهره وری لازم .

عقاب مفید فکر می کنه و از اشتباهاتش درس می گیره .

* غاز می خواد غاز باشه چون غاز بودن و نپریدن خیلی اسون تر از پرواز و اوج گرفتن هست .

عقاب بر عقاب بودن اصرار داره ، حتی اگر بارها به مدرسه غازها رفته باشه و به خاطر عقاب شدن بهای سنگینی رو بپردازه .


ادامه مطلب

دوشنبه 8 تیر 1388

ادامه درس غاز و عقاب

دوشنبه 8 تیر 1388

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

عقاب ها می دونند زمانی که همه مثل هم فکر می کنند در واقع اصلا کسی فکر نمی کنه .

* غازها همیشه می دونند غاز دیگه چطوری زندگی کنه بهتره ! هر کسی جای کس دیگه تصمیم می گیره . برای همین اکثر یا دیر به بلوغ (فکریجنسیاحساسی) می رسن و یا اصلا بالغ نمی شن .

عقاب ها به خلاقیت ذهن هر کس اعتقاد دارن و در زندگی ماهیگیری به فرد یاد می دن و نه ماهی . در محله عقاب ها هر کسی جای خودش باید فکر کنه و کسی مسئولیت زندگی کس دیگه رو به عهده نمی گیره .

* غازها از جسمشون بیش از حد کار می کشن و تمام توان داشته و نداشته رو به کار می گیرن و به نتایج دلخواه نمی رسن .

عقاب ها اول تمام جوانب کار رو در نظر می گیرن ، باتوجه به تجارب قبلی و برنامه ریزی های ذهن خلاقشون تصمیم می گیرند و بعد شروع به کار می کنند . عقاب ها ایمان دارند که تلاش جسمی به تنهایی اصلا برای کار کافی نیست .

* غازها حریم شخصی ندارند و بارها و بارها وارد حریم خصوصی عقاب ها می شن چون حرمت ندارند .

عقاب ها به حریم شخصی هر فردی احترام می زارن و قاطعانه به افرادی که وارد حریم خصوصی اونها می شن تذکر می دن .


ادامه مطلب

دوشنبه 8 تیر 1388

عقاب ها در مدرسه غاز ها

دوشنبه 8 تیر 1388

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

توی زندگی ، تفاوت آدم ها در نگاهشون به زندگی ، به اندازه تعداد اونهاست . همون طور که صورت ها و ظاهر ادم ها با هم فرق داره ، در افکار و رفتارشون با هم تفاوت دارن .

به نوعی می شه گفت هر انسانی یک کتابه . تا زمانی که بازش نکنی و نخونیش ، اون رو کامل نشناختی . اصلا هم اسون نیست چون گاهی بعضی کتاب ها اونقدر وحشتناک هستند که تا چند وقت از خوندنشون کابوس می بینی و آشفته می شی ولی گاهی خوندن بعضی کتاب ها مثل قران ، حافظ ، اشعار سهراب تا سال ها مستت می کنه چون یک جمله اش می تونه روحت رو دوباره از اول جلا بده و دلت رو صاف کنه .

توی این دنیا از بچگی ، ما تعلیم داده می شیم و قوانینی برای ذهن بی برنامه و خالی ما وضع میشه که از طرف خانواده ، دوست ، مدرسه و اجتماع خودآگاه ، نا خودآگاه ، مستقیم، یا غیرمستقیم، ارادی و غیرارادی در مغز کوچیک ما جا گرفته که پاک کردن و از اول نوشتن قوانین اراده فولادی و تمرین خیلی زیاد می خواد .


ادامه مطلب

دوشنبه 8 تیر 1388

بدون عنوان

دوشنبه 8 تیر 1388

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

آدما مثل کتابان. خیلی هاشون وحشتناکن! باید دل بزرگی واسه ارتباط برقرار کردن با آدمای دیگه داشته باشی! حق دارن. هر کی دنبال کار خودشه! این وسط آدمای اهل ادب و شعری مثل منن که.......!!!!! به قول استاد قیصر: دردهای من جامه نیستند تا ز تن درآورم!  دردهای من گرچه مثل درد مردم زمانه نیست! درد مردم زمانه است!

 

آخر همه ماجراهامونم باید به خودمون یادآور بشیم که اگه نمی تونی کسیو ببخشی به خاطر بزرگی گناهش نیس به خاطر کوچیکی قلبته! آخرشم می گیم مثل ساحل آرام باش تا همه مثل دریا بی قرارت باشن! شاید با این جمله ها همه بخوان از آدم سوء استفاده کنن و گاهی به هیچ جا هم نرسید ولی چیزیو به آدم میده که دیگران ندارن: آرامش!!!!!

 




  • کل صفحات: 18
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...