نگین 84
باران نباش که فکر کنن خودتو با منت به شیشه می کوبونی، ابر باش تا منتظر باریدنت باشن!!
یکشنبه 25 شهریور 1386

امیلی دیکنسون

یکشنبه 25 شهریور 1386

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

چون مرگ را در آغوش نتوانستم گرفت،
او مهربانانه خود به پیشوازم آمد؛
مسافرانِ ارابه ی مرگ
تنها ما بودیم
و ابدیت.

آهسته به پیش میراندیم؛
شتابی در کارش نبود.
و من
به حرمتِ مرگ
از همه چیز (رنجها و لذتها)،
گذشته بودم.

از فراز مدرسه ای گذشتیم
که بچه ها در گاهِ بازی
جست وخیز میکردند.
عبور کردیم از فرازِ کشتزارهای پر محصول،
غروب خورشید را هم
پشتِ سر گذاشتیم.

و شاید هم او ما را پشت سر گذاشت؛
شبنم های شبانگاهی
سرد و لرزان
و تنها تنپوش ِ من
لباس ِ عروسی ام.
و شالِ گردنم
تور عروسی.

دربرابر منزلگاهی ایستادیم
که نبود جز
برآمدگی ای بر روی زمین
با سقفی که
به سختی نمایان بود.
و باغی ِ خانه
ریشه در زمین داشت.

با اینکه از آن زمان،
قرن ها می گذرد
اما هنوز کوتاهتر از آن روزی به نظر میرسد
که برای نخستین بار دریافتم،
ارابه ی مرگ به سوی جاودانگی می شتابد.





یکشنبه 18 شهریور 1386

شعری از عمو

یکشنبه 18 شهریور 1386

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

و ورق مى‏زدم كتابى درباره‏ى عشق‏
باریكه دود روى نوا، گل سرخ‏ها و دریاى مه‏آلود
و نقش تو را
بر شعر ناب و پرشور مى‏دیدم.
تو را خواندم، چشم به راهت ماندم، سال‏ها سپرى شد
من، سرگردان نشیب‏هاى زندگى سنگى‏
در لحظه‏هاى تلخ، نقش تو را
بر شعرى ناب و پرشور مى‏دیدم.
اینك در بیدارى، تو سبك بال آمدى‏
و خرافه باورانه در خاطرم مانده است‏
كه آینه‏ها
آمدنت را چه درست پیش گویى كرده بودند.




یکشنبه 31 تیر 1386

عشق یعنی؟

یکشنبه 31 تیر 1386

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زنــدگی

 

با قلم نقش حبابی بر لب دریـــــــــا کشید

 

گفتمش تصویری از لیلی و از مجنون بکش

 

عکس حیدر در کنار حضرت زهــــــرا کشید

 

گفتمش بر روی کاغذ عشــق را تصویر کن

 

در بیـــــابان بلا تصــــویری از سقـــا کشید

 

گفتمش سختی و درد و آه گشته حاصلـم

 

گریه کرد، آهی کشید و زینب کبـری کشید




یکشنبه 31 تیر 1386

در حضور او جا ماندیم

یکشنبه 31 تیر 1386

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

 

عمری است که از حضور او جا ماندیم

 

در غربت سرد خویش تنــــــها ماندیم

 

او منــــتظر است تا که ما برگــــــردیم

 

ماییم که در غیـــبت کبــــــری ماندیم




پنجشنبه 28 تیر 1386

از تمامی حقیقت تنها یک دیوانه یک شاعر!!

پنجشنبه 28 تیر 1386

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین


صحبت از پژمردن یک برگ نیست
فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل در جهان هرگز نرست
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
صحبت از مرگ محبت ، مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است




سه شنبه 26 تیر 1386

شگفتا!!!!!!!!

سه شنبه 26 تیر 1386

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

شگفتا! وقتی که بود نمی دیدم

وقتی می خواند نمی شنیدم...

وقتی دیدم که نبود.. وقتی شنیدم که نخواند...!

چه غم انگیز است که وقتی چشمه ای سرد و زلال در برابرت می جوشد و می خواند و می نالد، تشنه آتش باشی و نه آب. و چشمه که خشکید چشمه که از آن آتش که تو تشنه آن بودی بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش روئید و از آسمان بارید. تو تشنه آب گردی و نه تشنه آتش و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود

از غم نبودن تو می گداخت.




پنجشنبه 21 تیر 1386

مهم نیست

پنجشنبه 21 تیر 1386

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

مهم این نیست که قشنگ باشی. قشنگ اینه که مهم باشی. حتی برای یه نفر




پنجشنبه 21 تیر 1386

نفهمیدم چه فهمیدم

پنجشنبه 21 تیر 1386

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

من از عمرم چه فهمیدم؟

نفهمیدم چه فهمیدم

همین اندازه فهمیدم که فهمیدم

نفهمیدم




شنبه 16 تیر 1386

ضرب المثل های هندی

شنبه 16 تیر 1386

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

مثل هندی : گذشته گذشت و آنچه می آید بر تو پوشیده است،آنچه را که در دست داری مغتنم شمر.
مثل هندی : پول باید متعلق به انسان باشد نه آدم متعلق به پول .
مثل هندی : بت تراشها کمتر اطاعت بت را می نمایند و کمتر با آنها هستند ، زیرا می دانند که چه ساخته اند .
مثل هندی : اگر سنگی پرتاب کنی دست خودت درد می گیرد .
مثل هندی : ریشۀ تمام نزاعها سه چیزند : زر ، زن ، زمین




شنبه 9 تیر 1386

گذشت

شنبه 9 تیر 1386

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

 

از ما گذشت
باید به ابرها بیاموزیم
تا از عطش گیاه نمیرد


باید به قفلها بسپاریم
با بوسه ای گشوده شوند
بی رخصت كلید




شنبه 9 تیر 1386

حجم زیاد دختران

شنبه 9 تیر 1386

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

دختر یکیش پادشاه / دوتاش لطف خدا / سه تاش بکن خوشحالی / چهار تاش هزار تا دعا / پنج تاش پر از نعمته / شش تاش دیگه رحمته / هفت تاش چراغ خونه / هشت تاش عزیز دوردونه / نه تاش گل گل خونه / این رو بدون در آخر / هرچی که بیشتر باشه / عطر گل و عطر یاس / می پیچه توی خونه




شنبه 9 تیر 1386

مردان در حال انقراض

شنبه 9 تیر 1386

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

یکی از پزشکان مشهور دنیا می گوید: اگر اساس روش های زندگی در جامعه که هم اکنون مورد استفاده قرار می گیرد عوض نشود، مرد ها تا چند وقت دیگر منقرض می شوند.

محققان دانشگاه وین اتریش می گویند: طی 25 سال گذشته نقش مرد ها در جامعه، خانه و محل کار عوض شده است. در مقابل زن ها در جامعه پر کار تر و قوی تر شده اند و به عنوان یکی از اعضای اصلی جامعه محسوب می شوند.

آن ها دریافته اند که زن ها برای انجام کار از هوش و ذکاوت بالایی برخوردارند. و راحت تر از مرد ها می توانند نقش آفرینی کنند.

به هر حال نگران نباشید. بیرون کردن مرد ها از نقش های اجتماعی می تواند آن ها را برای همیشه از سطح جامعه محو کند.




شنبه 9 تیر 1386

چرا خندیدن از گریه کردن آسان تر است؟

شنبه 9 تیر 1386

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

برای خندیدن تنها 16 عضله صورت به کار می افتند تا ما بخندیم. ولی برای گریه کردن 57 عضله باید حرکت کند تا ما اشک بریزیم.




  • کل صفحات: 13
  • ...  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • ...