نگین 84
باران نباش که فکر کنن خودتو با منت به شیشه می کوبونی، ابر باش تا منتظر باریدنت باشن!!
یکشنبه 28 آبان 1385

بخواه خواستنش را

یکشنبه 28 آبان 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

آسمان پر بهاست

                         چون

                                   قلب آبی اش بی بهاست

زمین پسن نیست

                         چون

                                  خاکی بودنش بلندی است

و انسان بی کران است

                         چون

                                  چنس ایمانش گران است

قلب آبی آسمان

                                رنگ خاکی زمین

                                                       و گرانی یقین را مشتری باش

که امید ساخته ی دست اینهاست

                      به ساختنشان ایمان داشته باش

... می شود!! اگر خدا بخواهد که تو بخواهی... که تو بخواهی خواستنش را...




سه شنبه 16 آبان 1385

دریاب

سه شنبه 16 آبان 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

۶۰ ســـال رفت و همـه را خـــــــوابی

مگــــــر ایــن ۵ روز را دریـــــــــابــی




جمعه 28 مهر 1385

همه دارن می رن

جمعه 28 مهر 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

شب قدر كه رفت.

ماه رمضان هم داره تموم می شه.

عمر ماهم یه روزی تموم می شه.

مهم اینه كه درست ازش استفاده كنیم.




جمعه 21 مهر 1385

غافلان بخوانند

جمعه 21 مهر 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

یك پلك زدن غافل از آن ماه نباشیم

شاید كه نگاهی كند آگــــــاه نباشیم

 




سه شنبه 18 مهر 1385

زنده کن نام پدر

سه شنبه 18 مهر 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

فرزند هنر باش نه فرزند پدر

فرزند هنر زنده كند نام پدر




پنجشنبه 6 مهر 1385

خوندی باید نظر بدی

پنجشنبه 6 مهر 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

همه مسیر و برات گل می كارم

پنجره اتاق رو باز گذاشتم تا زود تر بیای تو

نگاه كن همه گل ها به سمت آفتاب رو برگردوندن

زمان داره می گذره ها!!!!

همه شمع ها روشنن

آفتاب داره غروب می كنه

و این یعنی دوباره یه روز دیگه برا انتظار




چهارشنبه 22 شهریور 1385

رو کم کنی خانم ها از آقایون به طور کامل

چهارشنبه 22 شهریور 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

به دلیل علاقه زیادی که جمعی از آقایان به این مطلب نشان داده اند تصمیم گرفته ام این بار به طور کامل بنویسم

 

تو رو خدا پسرا رو می بینی . همش ادعان . (( من نمی ترسم )) من از ساختمون 200 طبقه می تونم بپرم پایین

 

و هیچم نشه. من فلان می کنم من وهمان می کنم. ای بابا ول کن جون من بی خیال . نا سلامتی مثل اینکه

 

یادشون رفته اون ها هم  آدمن.  بابا کوتاه بیاین دیگه. جون این ریش نداشته ول کنین این همه ادعا رو.

 

آخه تا کی؟ با اینکه می بینن همیشه خانم ها برندن ولی باز هم ادعا ها سر به فلک می زاره. حالا بعضی خانم ها

 

هم میدون رو برای شما باز می زارن. ولی زیاد هم نباید کوتاه بیان. چون به قول معروف ذره ذره جمع می شه

 

یه کوه می شه. ولی خداییش آقایون ادعا بعضی جاها شدید کم می یارن. یه نمونه از این رقابت های رو کم کنی

 

رو می تونین توی شهر بازی ببینیم. دو گروه مبارز دست می زارن روی یه بازی خطرناک به توان N . و

 

دوباره گروه ادعا شروع می کنن به رویا بافی. که ما از خاندان آقا شیره معروفیم ...

 

لطفا افرادی که قلبشون با باطری قلمی کار می کنه نیان بشینن که ما اعصاب معصاب نداریم

 

صدای بوق و کرنای خانم ها رو بشنویم. و خانم ها هم که هیچ وقت کم نمی یارن می گن : آقایون ادعا

 

گوش فرمایید:::::::::

 

 اوناییکه قلبشون اهداییه مواظب باشن که احتمال داره قلب صاحب قبلیه یهو نمی دونم چرا

 

؟؟؟!!!

 

ولی سکته رو استاد کنه و آقایونی که قلبشون با باتری ماشین کار می کنه زودتر شارژش کنن که احتمال

 

داره درصد استفادش زیاد بشه و یهو وسط کار از حال برن. و  لطفا برای پاک کردن عرق اضطراب و استرس

 

یه بسته دستمال کاغذی به همراه داشته باشید البته با یدک چون بازم از قدیم ندیما گفتن کار از محکم کاری

 

محکم تر می شه. 

 

توجه لطفا از قلدور بازی که در مورد شما آقایون(( اصلا)) صدق نمی کنه بپرهیزید.

 

حالا بعد از اینکه بازی شروع می شه بعضی از خانم ها از روی هیجان زیاد بازی صدای زیبایی رو از حنجره

 

طلاییشون بیرون می دن عینهو صدای سوپر انول گروه سرود ( همون صدا نازکه ) و آقایون هم شروع می کنن

 

به تقلید صدا و تیکه پرونی. حالا بماند که بعد از بازی رنگ خودشون به گچ دیوار می گه بزن بغل و

 

احیانا نیاز به یک پارچ آب قند دارن چون فشار خونه استاد شده و حالا خانم ها...!!!؟؟؟

 

خانم باز هم با حالتی طبیعی و کاملا مسلط با یه نیـشخند محل بازی رو ترک می کنن و آقایون رو به خــدا می سپارن.

 

خدا وکیلی بیش از 120 درصد سرا همیشه کم می یارن.




چهارشنبه 22 شهریور 1385

فرق آدم دانا و نادان

چهارشنبه 22 شهریور 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

آدم نــــــــادان سفالین کاســه ای است

 

بشکند گر نشکند باید به دور انداختش

 

آدم دانــا چو زرین کاســــــــه ای است

 

نشکند گر بشکند باید ز نو بگداختـــش




یکشنبه 19 شهریور 1385

همش در ONE MINUTE

یکشنبه 19 شهریور 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

یک روش ساده برای آرامش. مخصوص عاشق های افسرده ز درد!!!!!!!!!!

 

هر وقت دلت گرفت یا از دست کسی خسته شدی یا شایدم عصبانی یک کاغذ و قلم بردار و هر چی می خوای

 

توش بنویس. از غم ، از عشق ، از زندگی و از احساست.

 

بعد هر وقت که وقت کردی بندازش توی جوی آب. می گن میره یه جای دور و می رسه دست آقامون امام زمان.

 

من امتحان کردم ولی هنوز ننداختمش توی آب. البته بستگی داره که چه جوری بنویسیش. من بعد از نوشتن

 

روش فکر می کنم. به اینکه چرا دلم می گیره؟ چرا ناراحتم؟  و هزاران چرای دیگه؟

 

و الآن یاد گرفتم که به هیچ وجه بهخاطر چیزای هیچ و وچ ناراحت و عصبانی نشم. فهمیدم زندگی اونقدر چیزای

 

قشنگ داره که لازم نیست آدم فکرشو با چیزای منفی و مخرب و دنیایی و زود گذر خراب کنه.

 

بیاین یاد بگیریم که درست فکر کنیم و درست تصمیم بگیریم. همیشه هر و قت هر چیزی که دلمون می گه درست

 

نیست. گاهی وقت ها دل می گه آره و عقل می گه نه! دل چیزی رو می گه که ما می خوایم بشنویم و عقل چیزی

 

رو می گه که درست تره. من نمی گم که اصلاَ اشتباه نمی کنم ولی سعی می کنم حالا که یاد گرفتم تصمیم هام با

 

عقل باشه. اون موقع است که می بینیم چقدر موفقیت شیرینه.




یکشنبه 19 شهریور 1385

یکشنبه 19 شهریور 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

 

خود را شبــی در آینه دیدم دلـم گرفت

 

از فکر اینکه قد نکشیدم دلـــــم گرفت

 

از فکـــر اینکه بال و پری داشتم ولی

 

بالاتــــــر از خود نپــریدم دلـــم گرفت

 

از  اینکه با تمام پس انداز عمــر خود

 

حتی ستـــــاره ای نخریدم دلـــم گرفت

 

کم کم به سطح آینــــه ام برف نشست

 

دستی بر آن سپیـــــد کشیدم دلم گرفت

 

دنبال کـــــــودکی در آن ســوی بــرف

 

رفتــم ولی به او نرسیدم دلـــــم گرفت

 

نقاشی ام تمام شد و زنگ خانه خورد

 

من هیـتچ خانه ای نکشیــدم دلم گرفت

 

شاعــر کنار جو گذر عمــر دید و بـس




یکشنبه 19 شهریور 1385

در کوی عشق...

یکشنبه 19 شهریور 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

الهی من ذالذی ذاق حلاوة محبتک فرام منک بدلا و من ذالذی انس بقربتک فابتغی عنک حولا

 

خداوندا!

 

کیست که ساغر محبت از دست تو نوش کرد و حلقه بندگی دیگری به گوش کرد؟

 

خدایا!

 

کدامین کهکشان بر گرد تو گشت و واله و حیران تو نگشت؟

 

عزیزا!

 

کدامین نیلوفر آبی به عشق تو سر فرا آورد و جاذبه مهر تو دید و به برکه گریخت؟

 

دلبرا!

 

کدامین پروانه شله های ملتهب جمال تو دید و به ظلمت پناه برد؟

 

امیدا!

 

کدامین موسی  در کوره طور گداخته شد و حضور رقیب تو را دوام آورد؟

 

ربا!

 

کدامین مربی کلامی با تو گفت و لب از صحبت دیگران ننهفت؟

 

خدایا!

 

مرا پایی ده که فقط به در خانه تو توانم آمد و دستی ده که فقط سحوری در خانه تو توانم کوفت.

 

مرا چشمی ده که فقط گریان تو باشد و سینه ای که فقط سوزان تو .

 

به من نگاهی ده که جز روی تو نتواند دید و گوشی که جز صدای تو نتواند شنید.

 

شورآفرینا!

 

مباد که چشمه محبت من به برکه های گل آلود دیگران بریزد.

 

مباد که دل من اسیر جز تو شود و پیشانی قبلم بر خاک محبت دیگری بساید.

 

مباد که عندلیب دلک غزلخوان بستانی دیگر گردد.

 

مباد مرغ دلم که در دام توست یاد آشیان کند.

 

نکند که روی از من بتابی و نشود و نشود که نگاه حیرانم را منتظر بگذاری.

 

ای آنکه ماهتاب رخسار تو روشنایی راه وزیبایی نگاه عاشقان توست.

 

آتش عشقت را در خرمن وجودم بیفکن ، تخم دوست داشتنت را در گلدان دلم بکار.

 

اللهم ارنی الطلعة الرشیدة ، والغرة الحمیدة ، والکحل ناظری بنظرة منی الیه ، و عجل فرجه ، و سهل مخرجه ، و

 

 اوسع منهجة ، واسلک بی محجته ، و انفذ امرة ، واشدد ازرة ، واعمراللهم به بلادک ، و احی به عبادک.

 

فانک قولت ، و قولک الحق ، ظهر الفساد فی البر و البحر ، بما کسبت ایدی الناس.

 

فاظهر اللهم لنا ولیک ، وابن بنت نبیک ، المسمی باسم رسولک .

 

                                                                                              اللهم عجل لولیک الفرج




یکشنبه 19 شهریور 1385

یکشنبه 19 شهریور 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین




جمعه 17 شهریور 1385

جمعه 17 شهریور 1385

نوع مطلب :عمومی، 
نویسنده :نگین

دل اگر از کس برنجد صاف کردن مشکل است

 

شیــشه بشکسته را پـــیوند کردن مشـکل است

 

کـــوه ناهمــوار را همــوار کردن سخــت نیست

 

زیـر بار حرف هر نامـــرد رفتـن مشـــکل است

 

بار حمـــالان به دوش خود کشیدن عـــار نیست

 

دیدن حــق را به ناحــق باز گفتن مشــکل است




  • کل صفحات: 13
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...