نگین 84
باران نباش که فکر کنن خودتو با منت به شیشه می کوبونی، ابر باش تا منتظر باریدنت باشن!!
یکشنبه 30 تیر 1387

نمی دونم از کی؟؟!!!

یکشنبه 30 تیر 1387

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

  • روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که متوجه شود از بین او سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی

  • همیشه نگاهی راباور کن که وقتی که ازش دور شدی منتظرت بمونه

  • تو غریبی و من انگار غریبانه ترم

         بی تو در شهر تو من از همه بیگانه ترم

  • در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هرچه بیشتر اوج بگیری کوچکتر خواهی شد

  • در طوفان زندگی باخدا بودن بهتر از ناخدا بودن است

  • هر از گاهی توقف در ایستگاه بین راه، فرصت خوبیست برای دیدن مسیر طی شده و نگریستن به راهی که پیش روست