پنجشنبه 17 مرداد 1387
خدایا کفر نمی گویم! پریشانم. چه می خواهی تو از جانم؟؟! مرا بی آن که خود خواهم اسیر زندگی کردی. خداوندا تو مسئولی! خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است. چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است!!!

