تبلیغات
نگین 84 - مطالب اردیبهشت 1391
نگین 84
عادت كنیم عادت نكنیم!!!
جمعه 29 اردیبهشت 1391

معرفی نامه

جمعه 29 اردیبهشت 1391

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

ازم خواستن از خودم بنویسم

از خود تنها نامی میشناسم که با او هم سخت غریبه ام پس چگونه وقتی هنوز در پاسخ خویش مانده ام به تو پاسخ گویم ....

برای وبلاگ نوشتن و همچنین برای خوندن متن های ادبی نیازی به شناختن نویسندش نیست. همین که درست بنویسه کافیه... حرفی برای گفتن راجع به خودم ندارم. من منمــــ همین... من تنها...! با عقیده زیر:

باور نكن , باور نكن ,
بر روی بوم زندگی , هر چیز میخواهی بكش ,
زیبا و زشتش پای توست ,
تقدیر را باور نكن !
تصویر اگر زببا نبود,
نقاش خوبی نیستی,
از نو دوباره رسم كن ,
تصویر را باور نكن !
خالق تورا شاد آفرید , آزاد آزاد آفرید ,
پرواز كن تا آرزو ,
زنجیر را باور نكن ! ......




جمعه 29 اردیبهشت 1391

جاودانه ها

جمعه 29 اردیبهشت 1391

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

پنجره رابازكن،وازاین هواى مطبوع بارانى لذت ببر،خوشبختانه باران،
ارث پدرهیچ كس نیست.


{حسین پناهى}




جمعه 29 اردیبهشت 1391

دخترانه

جمعه 29 اردیبهشت 1391

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

جِســـارَتـــــ مـــی خــــواهَــد

نـَـزدیــکـــــ شُــدَن بــه اَفــکــار دُختَــری

کــه روزهـــا
... ...
مـَـردانــه بـــا زِنــدِگــی مــی جَنـــگد ...

امــا شـَــبـــــ هــا

... بالـِـشـتـَش از هــِـق هــِـق هـــای دُختـَـــرانه خیــــس اســـتـــــ ... !




یکشنبه 17 اردیبهشت 1391

تو هم ...!

یکشنبه 17 اردیبهشت 1391

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

گر تنهایی باردار همبستری_ هر شبمان بشود..چه می شود!!اصلا به من چه..من گوشه ای نشسته ام در طراحی خیال..خودش از پنجره می آید نگاه مرا لخت می شود..خودش فلسفه ام را بالا و پایین می شود....به من چه که تو عاشق مراودات نامشروع من و تنهایی شدی..عاشق جیغ و داد زدن های تنهایی..عاشق جیر جیر تخت دلتنگی ام که برای یادگاری ضبط می کنم....خم شو زیر گوشی بگویم.."تو هم هوس باز شدی"...باید پنجره ها را گِل بگیریم...-




یکشنبه 17 اردیبهشت 1391

فرخزاد

یکشنبه 17 اردیبهشت 1391

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

راستی روسپی! از خودت پرسیدی چرا اگر در سرزمین من و تو، زنی زنانگی اش را بفروشد که نان در بیارد رگ غیرت اربابان بیرون می زند اما اگر همان زن کلیه اش را بفروشد تا نانی بخرد و یا شوهر زندانی اش آزاد شود این «ایثار» است !
مگر هردو از یک تن نیست؟
بفروش ! تنت را حراج کن… من در دیارم کسانی را دیدم که دین خدا را چوب میزنند به قیمت دنیایشان، شرفت را شکر که اگر میفروشی از تن می فروشی نه از دین.
(( فریدون فرخزاد ))...




یکشنبه 17 اردیبهشت 1391

واقعیت تلخ روزگار

یکشنبه 17 اردیبهشت 1391

نوع مطلب :
نویسنده :نگین

زمستانی سرد کلاغ غذا نداشت تا جوجه هایش را سیر کند
گوشت بدن خود را می کند و به آنها می داد
فصل تمام شد
جوجه ها نجات یافتند
ولی کلاغ مرد
جوجه ها گفتند خوب شد مرد راحت شدیم
از این غذای تکراری
این است واقعیت تلخ روزگار